در گذشت مرحوم صفر علی علیپور و مرحوم کریمی و براری از اهالی روستای یکنم را بر اثر تصادف در محور جیرنده-خرمکوه عمارلو در روز یک شنبه 9/3/1388رابه همه دوستان ،آشنایان و خانواده های گرامیشان تسلیت عرض می نماییم.
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت گریان چو در قیامت چشم گناهکاران
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران
چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت باقی نمیتوان گفت الا به غمگساران
موضوع: اخبار خرمکوه،
مرتبه


خشکسالی و سرما زدگی را در شمار حوادث طبیعی قلمدادنموده اند بلکه صحیح تراین است که ازاین دوبه عنوان بلاهای طبیعی یاد نماییم.متاسفانه مدت چند سال است بر اثر کمبود بارندگی بسیاری نقاط سرزمین ما دچار خشکسالی و پی آمدهای رنج آور آن گردیده اند. ابتدای سال نو پس از مدت ها خشکسالی که کشور را فر گرفته بود مردم و کشاورزان خرمکوه شاهد بارش ناگهانی برف در روستای خود و سایر روستاهای منطقه عمارلو شدن. این برف ناگهانی علاوه بر قطع چند روزه برق و قطع راه های ارتباطی ،باعث سرمازدگی محصولات کشاورزی گردید. خرمکوه هم مانند بسیاری نقاط دیگر روستایی است که روستاییان آن درآمد دیگری ندارند و درآمد بسیاری از مردم این روستا با محصولات کشاورزی تامین می شود. گردو محصولی است که می تواند در شرایط سخت آب و هوایی منطقه و با مشکلات کم آبی و غیره بدست آید و درآمد و گذران زندگی شمار زیادی از مردم منطقه وابسته به محصولات کشاورزی است. سالهاست است که کشاورزان این منطقه نه تنها با مشکل کم آبی دست به گریبان بوده اند بلکه سرمازدگی و کاهش محصول هم دامنگیر بسیاری از آنها گشته است. سعدی که به درستی شایستگی عنوان شیخ اجل را در زبان پارسی دارد در باب اول بوستان حکایتی دارد که بخشی ازان بدین گونه است که: شنیدم که بغداد نیمی بسوخت/ یکی شکر گفت اندر آن خاک و دود / که دکان ما را گزندی نبود. سعدی را که هرگز تنها غم خویشتن نبوده است پاسخ می فرماید:

