تبلیغات *جغرافیای طبیعی،سیاسی ..
(21)
*مشکلات و محرومیت ها..
(27)
*جاذبه هاو توانمندی های خُرّمکوه
(17)
*پیشینه و تاریخ روستای خُرّمکوه
(5)
*صنایع دستی و مشاغل
(8)
*فرهنگ،آداب و رسوم
(19)
*کلیات روستاشناسی
(8)
*گویش محلی و...
(12)
*امامزاده طاهر(ع)
(2)
*شهدای خرمکوه
(11)
*تصاویرخُرّمکوه
(40)
*اخبار خرمکوه
(21)
*عمومی
(45)
.
ایام شهادت مولای متقیان امام علی علیه السلام تسلیت باد
اشاره:
مهمترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که هماره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره «قدر» و «دخان» مطرح گردیده است. امید که مورد توجه مبلغان ارجمند واقع شده و راهنمای خوبی برای معرفی این شب در شبهای احیاء باشد.
شب قدر یعنی چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازهگیری است و شب قدر شب اندازهگیری است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر میکند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری از این قبیل را در این شب مقدر میگرداند.
شب قدر کدام شب است؟

نیمه ماه مبارک رمضان(14 شهریور ماه) مصادف است با سالروز میلاد با سعادت دومین پیشوای شیعیان، امام حسن مجتبی(ع)، به همین مناسبت «ایبنا» مروری دارد بر مهمترین تألیفاتی که درباره کرامات اخلاقی و رشادتهای ایشان در راه حفظ و پایداری دین اسلام در سالهای اخیر منتشر شدهاند.
روز سهشنبه، نیمه ماه رمضان سال سوم هجری، اولین فرزند حضرت علی علیهالسلام و حضرت فاطمه سلامالله علیها در مدینه به دنیا آمد. پس از ولادت ایشان، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماندند. تا این که جبرئیل، امین وحی فرود آمد و گفت: «خدایت سلام میرساند و میگوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون علیه السلام یعنی شبّر قرار ده!»
دعای رویت هلال ماه از زبان پیامبر اکرم ( ص) : پروردگارا این ماه را بر ما نو گردان به امن و امان و سلامت و اسلام، و تندرستى شایان تشكر، و روزى فراخ ، و بر طرف ساختن دردها و ناملایمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قیام براى عبادت، و تلاوت قرآن در این ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در این ماه سالم و تندرست فرما.
یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود.
در همین حین، یک روباه او را دید.
روباه: خرگوش داری چیکار می کنی؟
خرگوش: دارم پایان نامه می نویسم..
روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟
خرگوش: من در مورد ایکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب می نویسم.
روباه: احمقانه است، هر کسی می دونه که خرگوش ها، روباه نمی خورند.
خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همین حال، گرگی از آنجا رد می شد.
گرگ: خرگوش این چیه داری می نویسی؟
خرگوش: من دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.
گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟
خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.
در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته بود.
در گوشه دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.
نتیجه:
هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد
هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامه تان داشته باشید
آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست؟!!!
در عصرما یک جنایت بزرگ که به صورت فلسفه و سیستمهای فلسفی مطرح شده است،
اینست که اساسا درباره انسان، شخصیت انسانی و شرافت معنوی انسان هیچ بحث نمی کنند «نفخت فیه من روحی؛ در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم» (حجر ،29) فراموش شده است. می گویند اصلا چنین چیزی وجود ندارد. انسان یک موجود دو طبقه ای نیست که طبقه عالی و طبقه دانی داشته باشد. اصلا انسان با یک حیوان هیچ فرق نمی کند، یک حیوان است. زندگی، جز تلاش کردن هر فرد برای خود و جنگیدن برای منافع خود چیز دیگری نیست! این جمله چقدر به بشریت ضربه وارد کرده است؟ می گویند زندگی جز جنگ و میدان جنگ چیز دیگری نیست. بلکه جمله ای می گویند که بعضی هم خیال می کنند که خیلی حرف درستی است. می گویند: حق گرفتنی است نه دادنی. حق، هم گرفتنی است و هم دادنی، اصلا این جمله که حق را فقط باید گرفت و کسی به تو نمی دهد ضمنا تشویق به این است که آقا تو حق را باید بگیری نه اینکه حق را باید بدهی، صاحب حق باید بیاید، اگر توانست، به زور از تو بگیرد، اگر نتوانست که نتوانست. اما پیغمبران نیامدند این حرف را بزنند. پیغمبران گفتند حق هم گرفتنی است و هم دادنی یعنی مظلوم را، پایمال شده را توصیه کردند به اینکه حق را برو بگیر، و از آن طرف ظالم را وادار کردند علیه خودش قیام بکند که حق را بدهد و در این کار خودشان هم کامیاب و موفق شدند.
منبع:تبیان،برگرفته از کتاب آزادی معنوی شهید مطهری،ص219-225
www. khrramkoh.ir تمام حقوق سایت خُرّمکوه محفوظ است Copyright 2010, khorramkoh.ir , All rights reserved khorraamkoh@gmail.com