تبلیغات
www.khorramkoh.irروستای خرمکوه،گیلان،شهرستان رودبار،بخش عمارلو - مطالب بهمن 1387

 
روستای خرمکوه عمارلو،گیلان،رودبار،عمارلو نماد محرومیت

استاد رضا اکبرزاده
+ + Flash banner maker online

با سلام و عرض ادب به دوستان و خوانندگان محترمی که گذرشان به  خُرّمکوه می افته.در این قسمت تعدادی از گیاهان دارویی روستای خرمکوه را معرفی نموده ام.

گیاهان دارویی روستای خرمکوه عمارلو رودبار گیلان

 بابونه

بابونه گیاهی است دائمی و كوچك بارتفاع تقریبا 30 سانتیمتر  دارای بوئی معطر كه در چمنزارها و اراضی شنی می روید . ساقه آن برنگ سبز مایل به سفید ، برگهای آن كوچك متناوب و  دارای بریدگیهای باریك و نامنظم و پوشیده از كرك است . گلهای آن مجتمع در یك طبق كه بطور منفرد در انتهای ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر می شود . در هر طبق گلهای سفید در اطراف و گلهای زرد در قسمت وسط قرار دارند . خواص داروئی: بابونه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشك است و از تقویت كننده های تلخ بحساب می آید . جالینوس حكیم آنرابرای درمان تب و لرزهای نوبه ای، ودرمان زخم و  ورم معده بكار می برد .

گَوَن

گوَن کَتیرا یا گون پنبه‌ای یا گون سفید (نام علمی: Astraglus gossypinus) یکی از گیاهان است.گیاهی است بوته‌ای، کوتاه و بالشتکی به ارتفاع ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر.گون کتیرا در ایران از جمله در بلندی‌های بالای ۲۵۰۰ متر در خرمکوه عمارلو می‌روید.تراوه‌های این گیاه کتیرا نام دارد.

گل ختمی :

گل ختمی(althaea officinalis) گیاهی است از تیره پنیرک یکساله و خودرو، گل و میوه و ریشه آن مصرف دارویی دارد .خواص دارویی: طبیعت آن معتدل است، ملین و مسهل قوی، خلط آور، ضد سرفه ، پیچش شکم، قولنج و دانه این گیاه در درمان زخم‌ معده نیز سودمند است .گل ختمی از تیره پنیرک میباشد. به ارتفاع دو متر گل های صورتی، قرمز وسفید دارد که برای روکش داروها استفاده می‌شود. جنس بزرگی از گیاهان گلدار دارای 200- 220گونه از نهاندانگان می باشد. . گل ختمی در درمان امراض کبدی و جوش صورت اثر نافعی دارد.

 گل گاو زبان:

 گل گاو زبان به عنوان یکی از غنی ترین منابع اسیدهای چرب اصلی بشمار می‌رود بطوریکه از آن به عنوان غنی ترین منبع شناخته شده برای (Gamma Linoenic Acid(GLA در نزد بشر معرفی شده‌است.گل گاوزبان یک گیاه علفی یک ساله‌است که از اردیبهشت تا شهریور گل می‌دهد

زرشک درختچه ایست تیغدار به طول ۱ تا ۵ متر. چوب آن به رنگ قرمز، قهوه‌ای یا زرد است. برگهای آن بیضی شکل با دندانه‌های اره‌ای و میوه اش قرمز رنگ بیضوی شکل و ترش مزه‌است.انتهای بهار و ابتدای تابستان فصل شکوفه دادن بوته زرشک است،غنچه‌های زرد رنگ که در فصل پاییز رنگ قرمز گیلاسی به خود می‌گیرند.زرشک بومی مناطق معتدل و نیمه استوایی اروپا، آسیا، افریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی می‌باشند. کشور ایران بزرگترین تولیدکننده زرشک در دنیا می‌باشد.





موضوع: جاذبه هاو توانمندی ها ، 
برچسب ها: گیاهان دارویی، خرمکوه، بخش عمارلو،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1387 توسط


یاداشت های امروزم را به افعالی(مصدر)که  در گویش محلی روستای خرمکوه به کار می رود اختصاص داده ام.امیدوارم  حق مطلب ادا شده و ‏نظرات خودتان را ارائه بفرمایید.

اومیَن:آمدن  اَردَن:آوردن * کَتَن:افتادن*بِبیشتَن:سرخ و برشته 
 اِیشتاوستن:شنیدن*   بیچَستَن:سردشدن*  اِیجَن:ریزکردن  ویگیتَن:برداشتن
گِیندَن:انداختن * ‏ویگیتَن:برداشتن*  نَهَن:گذاشتن*   نَرِسِیَن:نرسیدن   
فیویَن:ریختن*   چییَن:چیدن *دوخاندَن:صدا زدن*     دِیگَندَن:آویختن
بییَن:بریدن*  دِوَستَن:بستن*  نَهن:گذاشتن*  خوتتَن:خوابیدن
  وَزِیَن:پوشیدن  ویریشتَن:بلند شدن
 شدن  ‏دباختن:باختن  دِوَستن:بستن  فَویشتَن:بستن
  دوخورُستَن:خراب شدن  وازگودن:پریدن
 سووِستَن:ساییدن  کلِستن:ریختن  دوگودن:پوشیدن
 رشتن:ریسیدن   دِنَن:داخل چیزی کردن  دوگودن:ریختن
 در داخل چیزی
 رَسین:رسیدن   ‏رمستن:رمیدن  سوجستن:سوزیدن 
فِوَردن:بلعیدن  واگودن:باز کردن  فووستن:ریختن
 فِخَستن:فروکردن  فِتَرکستن:حمله کردن  فوخوتن:هل دادن
  فیزیَن:تپاندن،فروکردن  فودوشتَن:مکیدن
فوکوشتن:خاموش کردن
 کرِستن:کاشتن  گودَن:کردن   کِیشین:کشیدن
  کتَن:افتادن  گرِستن:گشتن  زییَن:زدن
 گوتن:گفتن   دَبیَن:بودن یَرِستن:جراءت کردن
 نالستن:نالیدن  ‏نَهَن:نهادن  ییَن:باز کردن
یتتن:پیدا   بییَن:بریدن  لووِستن:لابه گفتن(صدای سگ)  
واوییَن:باز شدن  وَستن:میل داشتن
 وَرِستن:باریدن  هییَن:خریدن  فروتن:فروختن       شییَن:رفتن





موضوع: گویش محلی و...، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1387 توسط

یادداشت امروزم درباره زنان روستاست. قبول داریم که اکثر  روستاها نسبت به شهر از امکانات ‏رفاهی کمتری برخوردار هستند و اینو هم می پذیریم که زن ها معمولا از نظر احقاق حقشان بعد از ‏مردان قرار داشته اند.بنابراین اگر از گذشته مشکلاتی در روستاها وجود داشته این زنان روستایی ‏بوده و هستند که بیشتر از مردان زیر فشار این مشکلات قرار گرفته اند.‏
‏- از نظر اسلام در مورد زن حد میانه‏اى را بدون افراط و تفریط مطرح مى‏كند، اجازه ظلم به زن‎ ‎را نمى‏دهد و طبیعت زن و مرد را نیز ‏نادیده نمى‏گیرد.آیت الله خامنه ای

 -از نظر اسلام مجبور كردن دختر به ازدواج با پسر عموى خویش و اظهار نظر مرد در مورد‎ ‎ازدواج دختر عمو، یك امر ‏غیر اسلامى و خلاف شرع بین است‎.‎
- شکی و مسایل بهداشتی، که دختران و زنان در مواقع بیماری ، زایمان ، فشارهای روحی ‏و روانی ،عدم دسترسی به پزشک ، نهایتا چه بسا زنانی که در روستاها به خاطر این موضوع جان ‏خود را از دست داده اند.‏
‏- کار در روستا شامل کار کشاورزی مثل درو کردن گندم و بریدن علف،آبیاری کردن باغ و زمین ‏کشاورزی،دوشید دامها ،تمیز کردن جای دام ها و در درون خانه پختن غذا،شستن لباس بچه داری ‏و شوهرداری،پختن نان در تنور قبل از دایر شدت نانوایی ها همه این کارها توسط یک زن روستایی ‏انجام می گرفته و در پاره ای از موارد هنوز هم انجام می شود.‏
‏-  تحصیل تا سال ها برای دختران امری غیر ضروری بوده و بعد از انقلاب تا مقطع راهنمایی دختران ‏روستایی می توانستند در روستا تحصیل کنند اما برای ادامه تحصیل و رفتن به بیرون از روستا با ‏مشکل مواجه بودند،بنابراین این قشر از جامعه روستایی به دلیل سطح تحصیلات پایین همواره با ‏مشکلاتی مواجه بوده و خواهند بود.‏
‏- ازدواج دختران روستایی معمولا زودتر از دختران جامعه شهری است که این مسئله در صورت ‏نداشتن آگاهی های لازم همواره مشکلاتی را برای زنان روستایی به وجود آورده،که به علت عدم  ‏آگاهی ،از عهده خانه داری ،بچه داری و آداب و معاشرت به درستی بر نمی آیند،و بعضا خودبر ‏مشکلات می افزایند.‏
‏- و در پایان زنانی که با همه کمبودها روزگار سزاوار کتک خوردن نیستند (که خوشبختانه امروز کمتر ‏صورت می گیرد)و سزاوار این نیستند که بعداز این همه کار،بچه داری و گذاشتن سلامتی خود بر ‏سر این زندگی حقوقشان نادیده گرفته شود و حمایت کنندهای نداشته باشند.   ‏





موضوع: عمومی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1387 توسط

ترانه هایی محلی که در روستاها گیلان رواج دارد:

روخانای آب بامو پردا بََردا                  منو و می یارکا هردو بَبَردا

پُره سازان بِیَن پَردای بسازین         منو و می یارکا همدل بسازین

هوارا مه بِگیته وایِ برمن                ترسَم لاییز بیایه بر سرمن

ترسم لاییز بیایه لایی به لای          میانِ لای بمانوم وای بر من  

 اگه یار منی راهانَه بیه                    اگه راهان نُبه باغانه بیه

اگر دانی که دشمن در کمینه           سفید ماهی بُب روخانه بیه

سرکوهی بُشوم بلبل بگیرم          می بال تیر بخورد ترسم بمیرم

بُشم پیش حکیم مرهم بگیرم       اگر مرهم نُبو تی وَر بمیرم 





موضوع: فرهنگ،آداب و رسوم ،  گویش محلی و...، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 بهمن 1387 توسط

داستان یا قصه یکی از نشانه های فرهنگی هر منطقه می باشد.یکی از قصه هایی در زبان گیلکی و محلی گفته می شود را در این قسمت قرار داده ام .امید که مورد قبول واقع شود.

در یک روستا ،زن و شوهری بودند که بچٌه هایشان ازدواج کرده بودند و سر زندگی خودشان رفته بودند.این زن و شوهر از نظر مادی فقیر بودند و زندگیشان از راه نگهداری یک گاو و فروختن شیر و ماست آن می گذشت.حالا که پیر شده بودند ،گاو را به یک نفر(نصفه که از این به بعدبه او آقای نصفه می گوییم) داده بودند تا برای آن ها نگه دارد، چون خودشان دیگر نمی توانستند از آن نگهداری کنند.این پیر زن و پیرمرد غازی داشتند _تصمیم گرفتند_آن غاز را سر بریده و بخورند.پیرزن غاز را گرفت و به شوهرش داد و او غاز را سر برید و گذاشت بپزد.نزدیک غروب، که می خواستند غاز را آورده و بخورند ،دیدند از دور آقای نصفه!!به خانه شان می آید.آنها خیلی ناراحت شدند که چرا سر کله این آقای نصفه!! پیدا شده است.زن سریع غاز پخته را برد طبقه دوم خانه(که به آن تلار می گویند) پنهان کرد.از دور آقای نصفه!! دید که پیرزن یک چیزی را می برد بالا ،به روی خودش نیاورد.آمد داخل و با هم سلام علیک و چاق سلامتی کردن .- شام- زن چیزی آورد ،خوردند.با هم از قدیم و جدید صحبت کردند.موقع خواب شد آقای نصفه!!رفت بالا بخوابد. یادش آمد که سر شب زن چیزی را داشت قایم می کرد.چهار دست و پا دنبال گشت مبادا صدا به پایین برود.توی تاریکی دیگ رو دید که بالای تلار آویزان است.یواشکی دیگ را پایین آورد،رفت توی اتاق و همه غاز پخته درون دیگ را خورد ،لب و لوچه اش را پاک کرد ،رفت توی اتاق خوابید.صبح که شد رفت پایین تا صبحانه بخورد.سر صحبت که بازشد پیرمرد پرسید :آقای نصفه!!شما چند سال داری؟

جهت مطالعه ادامه داستان  "ادامه مطلب" کلیک نمایید

 



ادامه مطلب

موضوع: گویش محلی و...، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 بهمن 1387 توسط

شهید غلامحسین احمدپور

شهادت در کلام امام(ره)

از شهادت باكی نیست … شهادت ارثی است كه از اولیاء ما به ما می رسد.

شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما.


شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند كه مردن را تمام می دانند و انسان را فانی.

شهادت هدیه ای است از جانب خدای تبارك و تعالی برای آن كسانی كه لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود.

ملتی كه شهادت برای او سعادت است پیروز است.

آن كه شهادت را در آغوش، همچون عزیزی می پذیرد، آن كوردلان نمی توانند با او مقابله كنند.

خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.

همین شهادت ها پیروزی را بیمه می كند، همین شهادت ها است كه دشمن شما را رسوا می كند در دنیا.

شهادت در راه خدا چیزی نیست كه بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی كرد.

خداوندا این دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن.

عزیزان من! از فدایی دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسید كه این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیاء و اولیاء آنان بوده و خون ما رنگین تر از خون شهدای كربلا نیست.

این حس جلو آمدن برای اسلام و شهادت بود كه ما را به پیروزی رساند.





موضوع: شهدای خرمکوه، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 بهمن 1387 توسط
(تعداد کل صفحات:5)      1   2   3   4   5  
تمامی حقوق محفوظ است. : خُرّمکوه